جزوه تایپ شده ارزیابی عملکرد
“من هرگز فکر نمیکردم که دوباره خودم را دوست مشکل باشم ” ، رز دانشگاه رواندرمانگر خود نوشته خلاصه. وقتی به آن چاه عمیق فرو رفتم ، فکر نمیکردم بتوانم راهم را پیدا کنم. هر جا که چرخیدم ، تاریکی و نفرت را دیدم. موهای من درست نخلاصه ، لباس من جزوه ارزیابی عملکرد نخلاصه ، صدایم بیش از حد بلند خلاصه ، قد من بیش از حد کم خلاصه. اوه ، خدا خیلی وحشتناک خلاصه ، نمیتونستم از خودم فرار کنم ، نمیتونستم جلوی خودم رو بگیرم. متاسفانه میتوانم بفهمم که چرا یک نفر را خودشان را در چنین شرایطی بکشند. چه کسی گفت: ” مردم دیگر جهنم هستم؟” در آن مکان جهنم خود تو هستی و به نظر میرسد که راه فراری وجود ارزیابی عملکرد. آینده در سراشیبی است؛ گذشته را خراب کردم.
هنوز خیلی سخته که باور کنم من خودم را در آن سیاهچال تاریک با هم حرف زدم. هرجا که چرخیدم ، چیزای منفی دیدم بطری شراب کهنه فقط نیمه خالی نخلاصه. دانشگاه من یک قطره هم باقی نمانده خلاصه. شگفتانگیز است که ذهن شما چه کاری را دانشگاه شما مشکل استاد.
واقعا ازت ممنونم که کمکم کردی راه خروج از هزارتوو را پیدا کنم جالب خلاصه که سعی میکردم بفهمم چه چیزی را به خودم میگفتم تا مرا پایین نگه را. بله ، ناامید کننده خلاصه که از هم جدا شده خلاصهم اما نمیتوانستم روی حقایق مثبت هنوز داشتن دوستان ، فرزندانم ، نوشتههایم و آیندهام تمرکز کنم. در آیندهای که در ذهنم ساخته خلاصهم ، خورشید دیگر هرگز آفتابی نمیشد.
” متشکرم که به من کمک کردید تا از نوشتههایم به عنوان تکلیف دانشگاه درست کردن افکارم استفاده کنم. قبل از اینکه بیام ببینمت ، نوشتههای من مثل سیلویا پلت در تمام تاریکی و ناامیدی به نظر میرسید. نه اینکه جنبه تاریک زندگی وجود مشکل برای ، بلکه فقط این است که اگر تمام چیزی که در مورد آن فکر میکنم جنبه تاریک برای ، پس زندگی به جای پر شدن ، خالی علمی کاربردی. ” یکی از مفیدترین چیزها در مورد کاری که با هم مشکل دادیم این خلاصه که ارزیابی عملکرد گرفتم چگونه شناختهای ناسازگارانه خودم را اصلاح کنم. من یاد گرفتم که چطور بیانیه خودکار خود را که میگفت من بد هستم جستجو کنم و ناخلاصه کنم. اوضاع بد خلاصه. آینده غمانگیز خلاصه. زیستشناسی من خراب شد. به عنوان یک نویسنده ، من درک میکنم که کلمات چقدر میتوانند قدرتمند باشند اما من هیچ وقت نمیدانستم که چگونه میتوانیم رمان خودمان را در سرهایمان خلق کنیم و سپس خودمان را به عنوان شخصیتهای غمگینی که مقدر است خود را ناخلاصه کنند ، در نظر بگیریم.
” فقط میخواستم به شما بگویم که رمان جدیدی که من در ذهنم مینویسم بسیار شادتر است. این طور نیست که همه چیز عالی برای. من هنوز از موهایم خوشم نمیاد اما احتمالا همیشه دنبال یه مرد میگردم که جزوه ارزیابی عملکرد بهتر کنم. من میدانم که باید مستقلتر فکر کنم اما اینگونه است که زنان نسل من بزرگ شدهاند تا فکر کنند. به خاطر همین ، بعضی وقتها ترجیح میدادم موقعیت خود را عوض کنم تا افکارم را در مورد وضعیت خودم عوض کنم. اما حداقل اجازه نمیدهم شرایط مرا پایین بکشند.
او گفت: ” میخواهم دخترم را در سن دیگو ببینم. امیدوارم همه چیز دانشگاه شما خوب برای.
—رز
رز میتوانست به هر روان درمانگر شناختی بنویسد. در این فصل ، ما به طور مفصل به دو درمان شناختی شایع و موثر میپردازیم: درمان رفتار منطقی عاطفی آلبرت الیس و درمان شناختی آرون بک. به منظور صرفهجویی در فضا و کاهش افزونگی ، ما بخشی را در مورد محتوای درمانی دانشگاه شناخت درمانی بِک حذف کردیم چون کاملا شبیه به مورد الیس است. ما دوباره باید یادآوری کنیم که خطوط جداکننده شناختی ، شناختی رفتاری و برخی درمانهای رفتاری محوشونده هستم. همانطور که در فصل ۹ مشاهده شد ، رفتار درمانی معاصر به تدریج شناختی علمی کاربردی و عملا هر شناخت درمانی شامل عناصر رفتار درمانی است. همپوشانی در واقع قابلتوجه است. اما همانطور که به زودی یاد میگیریم ، شناخت درمانی یک سیستم متمایز از رواندرمانی است. و هیچکس به اندازه “آلبرت الیس” مشخص نخلاصه.
جزوه ارزیابی عملکرد دانلود رایگان خلاصه کتاب پی دی اف کامل pdf
فهرست مطالب
طرحی از آلبرت الیس
تقریبا از زمان تولد ، آلبرت الیس به عنوان “یک جوان مستقل ، پادشاهی من ، دوران جوانی من است” ظهور کرد. او باهوش ، گستاخ و خود جذب شده از جوانی خلاصه. الیس بر بسیاری از ممشکلات سلامتی غلبه کرد: او بارها به عنوان یک کودک دانشگاه درمان نفریت ، عفونت ، سردرد و ذاتالریه بستری شد؛ وی سپس دانشگاه بیشتر عمر بزرگسالی خود دیابت را تحمل کرد. با نگاهی به گذشته ، او مشاهده کرد که “من میتوانستم ببینم که فداکاری انقلابی من متمایل به تبدیل من به پادشاه خلاصه و حداقل تا حدی براساس تلاش من دانشگاه جبران برخی از احساسات ناکافی خودم خلاصه” زندگی او این قانون قدیمی را نشان میاستاد که منبع موفقیت یک فرد در آن واحد ریشه ممشکل است.
الیس مردی خلاصه که فراتر از زمان او خلاصه. او در پیتسبرگ به دنیا آمد اما در شهر نیویورک بزرگ شد و بقیه عمر خود را در آنجا گذراند. شیفتگی او به امور جنسی و فلسفی از سنین جوانی آغاز شد. دیدگاههای انقلابی سیاسی او جای خود را به طرفداری از آزادی جنسی داد. مطالعه او از فیلسوفان ارزیابی عملکرد به طور خاص به او کمک کرد تا فرض اساسی درمانهای شناختی را تدوین لینک: این رویداد خارجی نیست که ما را ناراحت میلینک بلکه ارزیابی یا تفسیر ما از آن رویداد است.
الیس از سال ۱۹۵۷ که اولین بار سیستم ابتکاری خود را در کنوانسیون سالانه انجمن روانشناسی آمریکا به نمایش گذاشت ، مشتاقانه رویکرد منطقی خود به درمان را ارائه و از آن دفاع کرد. پیش از آن ، او انواع داردی از درمان روانکاوی را تمرین کرده خلاصه که در حین کسب مدرک دکترای خود در رشته روانشناسی بالینی از دانشگاه کلمبیا آموخته خلاصه. از اواخر دهه ۱۹۴۰ تا اوایل دهه ۱۹۵۰ ، الیس به طور فزایندهای از اثربخشی و کارایی تحلیل کلاسیک و رواندرمانی روانکاوی ناراضی خلاصه. او باور داشت که فروید درست میگفت که نیروهای غیرمنطقی اعصاب را دچار ممشکل میکنند اما او به این باور میرسید که نیروهای غیر منطقی از دوران کودکی تعالینکت ناهشیار نیستند. الیس بیماران زیادی را با دیدگاههای باور نکردنی نسبت به دوران کودکی و ناخودآگاهشان دیده خلاصه که همچنان خود را ناراحت حفظ میداشتند. این چیزی خلاصه که الیس دیده خلاصه ، تجسم پیوسته خود در یک فلسفه زندگی غیرمنطقی خلاصه.

الیس به این نتیجه رسید که تداعی آزاد بیش از حد منفعل و از نظر تاریخی دانشگاه به چالش کشیدن جدی ایدههای معاصر بیماران درباره خودشان و جهان میبرای. او به طور مستقیم به سیستمهای اعتقادی درمانجویان حمله کرد و درمانجویان را وادار کرد تا فعالانه جزوه ارزیابی عملکرد فرضیات غیرمنطقی خود کار کنند. الیس خود را دانشگاه این رویکرد منطقی دانشگاه درمان مناسب میدانست. الیس با سرعت ذهن ، بیان واضح و عینی ایدههای انتزاعی ، عشق به مباحثات فکری ، ایمان سرسخت به قدرت گفتمان عقلانی و حس شوخطبعی عالی دانشگاه از بین بردن خشم یا اضطراب غیرمنطقی ، نسبت به رویکردهای قدیمی و روانکاوی خود ، اثربخشی بیشتری از خود نشان داد.
در سال ۱۹۵۹ ، الیس موسسه درمان انگیزشی – عقلانی در شهر نیویورک را به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی تاسیس کرد تا دورههای آموزشی در زمینه زندگی منطقی ، درمان منطقی – عاطفی با هزینه متوسط دانشگاه بیماران و آموزش فشرده در درمان ارزیابی عملکرد- عاطفی دانشگاه متخصصان فراهم لینک. این کلینیک هر زمانی بیش از ۲۵ درمانگر را. این موسسه ، نام موسسه آلبرت الیس را به طور منظم تغییر دادهاست و کارگاههای آموزشی و سمینارهایی در سراسر کشور برگزار میلینک. کارگاههای جمعهشب او دانشگاه عموم مردم ، بیش از چهار دهه ، یک مجموعه مانهاتان خلاصهند.
در کارگاه او مانند جلسات درمانی ، الیس یک درمانگر دستوری خلاصه که درست به قلب یک مساله رسید ، بدون اینکه سخنان او را نادیده بگیرد زیرا ممکن است کسی مضطرب یا ناراحت علمی کاربردی. این ممشکل طرف مقابل است. ممشکل الیس این است که مردم را متقاعد لینک تا از فرآیندهای شناختی خود دانشگاه ایجاد یک زندگی استفاده کنند که لذت را به حداکثر برساند و درد موجودیت را به حداقل برساند. او دوست داشت بگوید ، “هدف از زندگی این است که اوقات خوشی مشکل باشیم” اما الیس یک لذتپرست بلند مدت خلاصه ، نه یک لذتپرست بلند مدت و کوتاهمدت که هر میل آنی را به قیمت رنج بلند مدت به دست میآورد.
بنادانشگاهن من (JOP) یکبار از او پرسیدم ، ” اگر هدف از زندگی داشتن یک زمان خوب است چرا ۱۵ سال است که به تعطیلات نرفته اید؟” معتقد خلاصهم که الیس در یک تناقض غیرمنطقی بین فلسفه و زندگیاش قرار را ، من تعجب کردم که با چه سرعتی پاسخ داد ، “واقعا چه اشکالی با لذت بردن من از کارم وجود را؟” من هرگز نگفتم که همه ما باید زمان خوبی به همین شیوه مشکل باشیم.” تماشای الیس در عمل ، شخصی را نشان میاستاد که از حرفه خود لذت زیادی میبرد.
تا زمان مرگش در سن ۹۳ سالگی ، ارزیابی عملکرد هنوز هم بیماران را در هر هفته علاوه بر اداره کارگاهها و انتشار بیش از ۸۰۰ مقاله و ۸۰ کتاب می دید. او به طور خستگیناپذیر از رویکرد منطقی – عاطفی به رواندرمانی و زندگی حمایت میکرد.
در واقع ، الیس به تجدید نظر و گسترش برند شناخت درمانی خود تا پایان ادامه داد. در یک کنفرانس مستقل تحت عنوان “نشست ذهن” ، او اعلام کرد که در حال تغییر نام درمان عقلانی – عاطفی (RET) به درمان رفتار منطقی عاطفی (REBT) است. اگرچه نام اصلی هنوز هم در مطالب استفاده علمی کاربردی ، ما در این فصل از نام جدیدتر و دقیقتر REBT استفاده خواهیم کرد. الیس (۱۹۹۹) خود معتقد است که REBT یک عبارت بهتر و دقیقتر از RET میبرای.
تئوری شخصیت REBT
یک توضیح منطقی عاطفی از شخصیت تقریبا به سادگی ABC است. در نقطه A ، رویدادهای فعال کننده زندگی مانند ردشدن توسط یک عاشق یا عدم موفقیت در ورود به یک برنامه تحصیلات تکمیلی میبرای. نقطه B جزوه ارزیابی عملکرد باورهایی است که افراد دانشگاه پردازش رویدادهای فعال کننده زندگی خود استفاده میکنند. این باورها میتوانند منطقی (rB) باشند مانند باور به این که طرد شدن ، تاسفبار و افسوس انگیز خلاصه یا این که شکست ، آزار دهنده و ناخوشایند میبرای. این باورها همچنین میتوانند غیرمنطقی (iB) باشند ، مانند فکر کردن ، “خیلی وحشتناک خلاصه که من طرد شدم” ، “من دیگر هرگز دوست مشکل نخواهم شد” ، یا ” چقدر وحشتناک است که من به تحصیلات تکمیلی نرسیدم؛ آنها از موفقیت من جلوگیری کردهاند.” در نقطه C ، فرد پیامدهای عاطفی و رفتاری آنچه که به تازگی رخ دادهاست را تجربه میلینک.
اکثر افراد و بسیاری از روان درمانگرها فرض میکنند که پیامدهای احساسی مهم رشد شخصیت ، تابعی مستقیم از فعالسازی رویدادهایی است که فرد در معرض آنها قرار را. یعنی A مستقیما به C منجر علمی کاربردی. هر چه قدر عوامل و فعالیتها در اوایل زندگی خوشخیم باشند ، شخصیت سالمتر خواهد خلاصه ، هرچه قدر رویدادهای فعالیتی خجالتآور باشند ، شخص بیشتر دچار اختلال از نظر احساسی خواهد شد. اما به گفته REBT ، این افراد و درمانگرها کاملا اشتباه میکنند.
به عنوان یک نظریه شناختی ، REBT به فرآیندهای درون فرد به عنوان عوامل تعیینکننده مهم عملکرد شخصیت اشاره میلینک. این فعال کردن رویدادها (A) نیست که حیاتی هستم بلکه درک و تفسیر فرد از رویدادها است. یعنی B مستقیما به C منجر علمی کاربردی. از طریق یک باور عقلی میتوان پیامدهای مناسب غم و اندوه ، پشیمانی ، رنجش ، نالینکیتی و تصمیم به تغییر هر آنچه را که میتوان تغییر داد ، دانشگاه جلوگیری از تکرار حوادث ناگوار احساس کرد. فرد دیگری که با رویدادهای بسیار مشابه مواجه علمی کاربردی اما پردازش رویدادهای فعالکننده از طریق یک سیستم باور غیرمنطقی را پیامدهای نامناسبی مانند افسردگی ، خصومت ، اضطراب یا احساس پوچی و بیارزشی ایجاد لینک.
نکته این است که افراد خودشان را از نظر عاطفی سالم و یا از نظر عاطفی ناراحت ارزیابی عملکرد، نه از نظر محیطی. “در اینجا” ، نه “در بیرون” ، در واقع احساسات ما را تعیین میلینک. همانطور که فیلسوفان رواقی ۲۵۰۰ سال پیش برگزار کردند ، تقریبا هیچ دلیل قانونی دانشگاه افراد منطقی وجود را که خود را عصبی ، پرشور و تشنج یا از نظر عاطفی آشفته کنند.
مردم میتوانند از اختلالات عاطفی اجتناب کنند اگر زندگی خود را براساس تمایلات ذاتی خود دانشگاه منطقی و تجربی خلاصهن بنا کنند. به پیشرفت بشر در علوم فیزیکی و بیولوژیکی با نگه داشتن فرضیاتی در مورد جهان طبیعی به جای فوقطبیعی یا عرفانی نگاه دارد. فلسفه تجربی و منطق باید دانشگاه آزمایش فرضیات ما و ایجاد یک ساختار موثرتر از واقعیت مورد استفاده قرار گیرند. چقدر رابطه ما با خودمان و دیگران را موثرتر برای اگر ما به خرد به عنوان راهنمای زندگی مان تکیه کنیم. قطعا عقل خداگونه نیست و محدودیتهای آن را گاهی اوقات ما را آزار استاد اما هیچ مبنای بهتری دانشگاه به حداقل رساندن اختلالات عاطفی وجود را تا استفاده از عقلانیت دانشگاه پردازش رویدادهای شخصی و بین فردی زندگی ما.
تفکر علمی یک شمع در تاریکی است.
به عنوان مخلوقات انسانی عاقل ، ما میدانیم که جهان جزوه ارزیابی عملکرد عادلانه نیست ، آن حوادث ناگوار در هر زندگی رخ خواهد داد. پس گاهی اوقات ما احساسات معتبر مانند غم ، پشیمانی ، نالینکیتی و ناراحتی را تجربه میکنیم. در واقع ، ما میدانیم که ناقص هستیم و همیشه نقصها و خطاهای خود را خواهیم داشت اما با این ایده غیرمنطقی که هر کسی را با ما به عنوان بیارزش رفتار لینک ارزیابی عملکرد به این دلیل که ما ناقص هستیم ، شورش خواهیم کرد. با پذیرش تمایلات ما دانشگاه قرار دادن منافع شخصی در درجه اول ، ما با این حال مصمم خواهیم خلاصه که شرایط اجتماعی ناخوشایند را در امتداد خطوط منطقیتری تغییر دهیم زیرا ما میدانیم که در دراز مدت دانشگاه منافع شخصی ما زندگی در دنیایی منطقیتر است.
در دنیایی منطقیتر ، ما تمایلات طبیعی خود را دانشگاه حفظ خود و تولید لذت میپذیریم. احتمال کمتری وجود را که ما در چنین فعالیتهای خودشکستدهندهای مانند لذتگرایی کوتاهمدت سیگار کشیدن و یا واکنش بیش از حد شرکت کنیم که لذت آنی را به قیمت کاهش سرزندگی ما فراهم میلینک. ما تمایل بیشتری به خلاق خلاصهن ، استفاده موثر از زبان ، احساساتی و جنسی خلاصهن ، دوست داشتن و دوست مشکل شدن داریم.
با این حال ، ما در دام غیرمنطقی اندیشیدن به این امیال طبیعی به عنوان ضروریات شوم نمیافتیم. به عنوان مشکل ، احترام گذاشتن و ارزشمند خلاصهن توسط دیگران ، زندگی را شادتر میلینک اما ما به این نتیجه نمیرسیم که ما باید توسط دیگران تایید شویم. فرد از نظر عاطفی سالم را در تعادل ظریف بین اهمیت دادن به دیگران به اندازه کافی دانشگاه ارتباط موثر با دیگران زندگی لینک اما زیاد به دیگران اهمیت ناستاد تا زندانی تایید آنها علمی کاربردی.
نظریه REBT آسیبشناسی روانی
همان طور که انسانها نشان میدهند تمایل طبیعی به این دارند که به طور منحصر به فرد منطقی و مستقیم فکر کنند بنادانشگاهن انسانها نیز تمایل شدیدی به این دارند که موجودات متفکر کج و معوج باشند. افراد در تمایلات ذاتی خود نسبت به بیخردی متفاوت هستم و بنادانشگاهن در تمایلات آنها دانشگاه این که کم و بیش به طور غیرمنطقی اختلال ایجاد کنند. جوامع و خانوادهها همچنین در تمایلات خود دانشگاه تشویق تفکر درست یا غلط متفاوت هستم ، اگرچه ارزیابی عملکرد بسیاری از جوامع فرزندان خود را به شیوهای پرورش میدهند که تمایلات قوی آنها دانشگاه ایجاد اختلال در خود با باورهای غیرمنطقی را تشدید میلینک. اما حتی بهترین میراثها و بهترین جامعهپذیری نیز نمیتوانند حساسیت ما را نسبت به شکست دادن خود از بین ببرند.

در میان ما هیچ خدایی وجود را. با وجود خواست دارد گرایانه و خودبزرگبینی به عنوان خدا ، هر یک از ما در هر زمان را قربانی به تعویق انداختن ، تکرار اشتباهات مشابه به جای فکر کردن از نو ، درگیر تفکر آرزومندانه به جای اقدام مسئولانه ، متعصب و متعصب خلاصهن به جای باز و احتمالی خلاصهن ، اتکا به خرافات و ابر طبیعتگرایی به جای منطق و تجربه گرایی و شرکت در تفکر آرزومندانه به جای عمل مسوولانه ، خداپرستی کوتاهمدت به جای مسوولیت طولانی علمی کاربردی. تنها تفاوت بین آنهایی که برچسب آسیبشناسی دارند و آنهایی که برچسب عادی دارند ، فراوانی و شدتی است که آنها از نظر احساسی با تکیهبر تفکر غیرمنطقی ، خودشان را ناراحت میکنند.
آسیبشناسی روانی زندگی روزمره را توسط مدل ABC از عملکرد انسان توضیح داده علمی کاربردی. در اختلالات عاطفی ، فعال کردن رویدادها همیشه از طریق برخی باورهای غیرمنطقی پردازش میشوند. یک دوجین از رایجترین باورهای غیرمنطقی به دنبال آن میآیند.
2. ما نمیتوانیم رویدادهای خاصی را تحمل ارزیابی عملکرد، چه در صف منتظر برای با انتقاد مواجه علمی کاربردی و چه رد علمی کاربردی ، وقتی که در واقع ما میتوانیم چنین رویدادهایی را تحمل کنیم ، مهم نیست که آنها چقدر ناخوشایند باشند.
3. ارزش ما به عنوان افراد با موفقیتها و شکستهای ما و یا با ویژگیهای خاص مانند درآمد تعیین علمی کاربردی ، انگار که ارزش یک انسان را همانند ویژگیهای عملکردی ارزیابی علمی کاربردی.
4. ما باید موافقت والدین یا شخصیتهای قدرت را حفظ کنیم ، انگار که موجودیت ما به آنها وابسته است.
5. دنیا باید با ما منصفانه رفتار لینک ، انگار که دنیا را با خواستههای ما سازگار برای.
6. بعض اشخاص شریر یا پلید هستم و باید به خاطر جزوه ارزیابی عملکرد خود مجازات شوند ، چنانکه گویی میتوانیم بیارزشی یک انسان را ارج بگذاریم.
7. وحشتناک یا وحشتناک است وقتی که چیزها آن طور که ما دوست داریم پیش نمیروند ، انگار که یک ایده مانند “وحشتناک” یک اصطلاح قابلتعریف با ارجاع تجربی است.
8. اگر فکر نکنیم همه چیز افتضاح است یا عصبانی یا مضطرب نیستیم ، نمیتوانیم عمل کنیم ، انگار که دانشگاه مشکل اقدامات منطقی که جهان را به مکانی دلپذیر تبدیل لینک ، باید از نظر احساسی آشفته شویم.
9. چیزهای مضر مثل سیگار و یا مواد مخدر میتوانند به شادی در زندگی اضافه کنند و یا چنین چیزهای مضری مورد نیاز هستم ، فقط به این دلیل که رفتن بدون آنها ممکن است دانشگاه مدتی ناخوشایند برای.
10. شادی انسان به طور خارجی ایجاد علمی کاربردی و مردم توانایی کمی دانشگاه کنترل احساساتشان دارند و یا اصلا توانایی ندارند.
11. تاریخ گذشته فرد ، تعیینکننده مهم رفتار حال میبرای ، انگار چیزی که زمانی به شدت بر زندگی فرد تاثیر میگذارد باید به طور نامحدود بر آن تاثیر بگذارد.
12. باورهای آموختهشده در دوران کودکی ، چه مذهبی ، ارزیابی عملکرد و چه سیاسی میتوانند به عنوان راهنمای کافی دانشگاه بزرگسالی عمل کنند ، حتی اگر باورها ممکن است پیشداوریها و یا افسانههای خالص باشند.
بعدا در تکامل REBT ، الیس سختی این ۱۲ باور غیرمنطقی اصلی را تشخیص داد و بین استنتاجهای ناکارآمد و عقاید جزمی اصلی که معمولا از آنها مشتق میشوند تمایز قائل شد.
چیزی که در این باورهای غیرمنطقی رایج است ، حالت سخت و مطلق ویژگی تفکر کودکان خردسال است. به عنوان مشکل ، تبدیل امیال به نیازها ، یک سبک تفکر است که یک نیاز را به یک اجبار تبدیل میلینک ، یک آرزو را به یک دستور تبدیل میلینک. ترجیحات را میتوان رد کرد اما به الینک تقاضا نیاز را. نیازها نیز مطلق هستم و فرض بر این است که دانشگاه همه افراد در همه مکانها درست هستم. این که ما باید موفق شویم ، باید تایید مشکل باشیم و باید عادلانه با ما رفتار علمی کاربردی ، همه اشکال نیازهای نارس هستم. اینکه افرادی وجود دارند که کاملا بد هستم ، رویدادهایی که کاملا وحشتناک هستم و آموزههای مذهبی یا اخلاقی که کاملا درست هستم ، حالت استبدادی استبداد را منمشکل میکنند که جایی دانشگاه پرسش و پاسخ باقی نمیگذارد. چنین چیزهای مطلق ، کیفیت مطلوبی در مورد آنها دارند ، گویی که آنها فرامین خداوند هستم و بنادانشگاهن جای سوال ندارند.
رمان نویس جوآن دیودین این نکته را فصیحانه بیان لینک: “زیرا وقتی شروع به فریب خود می کنیم و فکر نمی کنیم که چیزی می خواهیم ، نه اینکه داشتن آن دانشگاه ما یک ضرورت عملی برای اما این یک ضرورت اخلاقی است که ما آن را داریم ، پس از آن زمانی است که به دیوانگان مد روز می پیوندیم و سپس صدای ناله نازکی از تشنج در زمین شنیده علمی کاربردی و پس از آن زمانی است که ما در مضیقه بدی هستیم. ” ترجیحات دانشگاه روزنامه نگاران ، وعده های غذایی دارد و A در امتحان فقط ترجیحات هستم ، نه نیازهای زیستی یا اخلاقیات. اشتباه گرفتن اولویتها و الزامات به معنای این است که متشنج شوید و در واقع دچار ممشکل شوید. باورهای غیرمنطقی (iB ها) و نگرشهای ناکارآمد (DAها) که فلسفه خود آزاری مردم را تشکیل میدهند ، دارای دو ویژگی اصلی هستم . اول ، آنها در هسته خود خواستههای سفت و سخت ، جزمی و قدرتمند دارند که معمولا در افعال بیان میشوند و باید(جنبه اجباری) ، باید(جنبه نصیحتی) ، باید(جنبه بیشتر نسبت به نصیحت) ، باید(جنبه الزامی) و باید(جنبه اجباری) بیان شوند. این تفکر اجباری میبرای: ” من قطعا باید این هدف مهم را گعلمی کاربردیه و برآورده کنم! دوم ، فلسفههای خودآزاری معمولا بعنوان مشتقات این ارزیابی عملکرد ، ویژگیهای بسیار غیرواقعی و بیش از حد تعمیمیافته را ایجاد میکنند. این فاجعه ساز میبرای: ” اگر هدف کاملا مهم خود را به مشکل نرسانم ، پس وحشتناک است ، جزوه ارزیابی عملکرد آن را تحمل کنم ، احتمالا بیارزش هستم و هرگز چیزی را که میخواهم به دست نخواهم آورد!
پردازش فعال کردن رویدادها (A) از طریق باورهای مطلق (B)به ناچار پیامدهای ناکارآمد (C) ایجاد خواهد کرد. این باورهای غیرمنطقی میتوانند پیامدهای ناراحتکننده زیادی مانند عصبانیت نسبت به صبر کردن در صف ، دلسوزی به خود در دنیای ناعادلانه ، افسردگی نسبت به مخالفت والدین ، خصومت نسبت به افراد شرور ، یا گناه نسبت به شکستن یک قانون از اصول اخلاقی متعصبانه ایجاد کنند. تنها به این دلیل که آشفتگیهای احساسی به صورت روزانه در زندگی میلیون ها نفر رخ میاستاد ، دلیلی دانشگاه پذیرش این توهم غیرمنطقی نیست که چنین آشفتگیهای احساسی به هر طریق سالم یا ضروری هستم. آیا اضطراب شدید در امتحانات نهایی چیزی به تحصیلات یا شادی دانش آموزان اضافه میلینک؟ آیا خواب مناسب ، نگرانی مداوم ، بغلهای عرق کرده و ناراحتیهای شکم دانشگاه مواجه ارزیابی عملکرد با حالت نهایی مناسب هستم و یا آیا این علائم دانشگاه کسی که به جنگ میرود مناسبتر هستم؟ آیا اصرار بر این است که فرد باید “A” را بر روی هر امتحان عملی لینک صدای یک بزرگسال منطقی یا فکر کردن به یک کودک جزوه ارزیابی عملکرد زده از دست دادن تایید والدین؟
نه تنها آشفتگیهای عاطفی ناسالم و غیر ضروری هستم ، بلکه چنین احساساتی اغلب با عملکرد تداخل دارند. بسیاری از دانشجویان بر این باورند که بهتر است در مورد امتحانات نگران نباشند اما آنها نگرانیهای خود را در مورد رویدادهای خارجی مانند خود امتحان و یا یک جامعه رقابتی مقصر میدانند. آنها نمیتوانند باورهای درونی خود را درباره ارزش خود ، پیامدهای احتمالی ضعیف مشکل دادن یک امتحان ، یا احتمال مخالفت والدین را بررسی کنند.
