جزوه تعلیم و تربیت اسلامی
تایپ شده با کیفیت بالا
فرمت:PDF
بسیار کاربردی و مفید
در امور ثبتی و معاملاتی و در حقوق وقتی ملک را به جزوه تعلیم و تربیت اسلامی بریم منظورمان معنی خاص آن است ولی بعضی موقع ها منظورمان از ملک معنی دیگر آن است.
((جلسه پنجم))
سایر تقسیمات اموال(تقسیماتی که به صراحت در قانون مدنی نیامده):
اعیان و منفافع:در حقوق ما عین مالی است که به صورت مستقل در خارج وجود را و قابل لمس است.عین مالی است که وابسته و تابع چیزی نیست و اصالت را اما نیاز نیست حتما اکنون وجود خارجی مشکل برای و ممکن است بعدا و در آینده به وجود بیاید.تعریفی که حقوق دانان ارائه میکنند این است که عین مالی مادی است ولی نیاز نیست عین را در اموال تعلیم و تربیت محصور کنیم و ممکن است برخی اموال غیرمادی عین باشند مثل اوراق بهادار.
منفعت مالی است که استقلال را و به تدریج از عین مال حاصل علمی کاربردی.منفعت ممکن است جنبه مالی و محسوس مشکل برای یا ممکن است ملموس نبرای
دانلود رایگان جزوه تعلیم و تربیت اسلامی pdf خلاصه کتاب
فهرست مطالب
نکته:عین خود مال است و منافع فایده مال است.
فایده تقسیم به عین و منفعت:
1-تفکیک عقد اجاره از عقد بیع ناشی از موضوع معامله که عین برای یا منفعت اگر موضوع مال عین برای عقد بیع است ولی اگر موضوع معامله منفعت برای عقد اجاره است.
2- درعقد رهن(وثیقه)موضوع عقد باید عین برای و رهن منافع باطل است(ماده774) وضعیت فعلی حقوقی ما این است که رهن منافع باطل است.
3-در عقد وقف موضوع و مال موقوفه باید عین برای.
4-در غصب مسئولیت به عین و منافع مواد ،315،317و 320 قانون مدنی بیان شده.اقرا ذمنه به عین و اضافه کردن عین یا منافع مواد 320 و 321 .اضافه کردن عین یا منافع کار غاصب به مغصوب در ماده 314 در باب غصب بیان کرده اند که اگر شخصی مال یکنفر را غصب لینک ی منافع آن را تفاوت وجود را.
5-خیار تاخیر ثمن که اختصاص به عقد بیع را و موضوع آن عین خارجی یا در حکم آن است.در اجاره که تملیک منافع است همچین موردی وجود را (ماده402).خیار نیز به معنای اختیار فسه معامله است.
6-زن از برخی اموال شوهر ارث نمی برد.درواقع از عین این اموال ارث نمی برد بلکه از منافع آن ارث می برد.(مواد946تا949 ق.م)
7-اثر اجازه در معامله فضولی(ماده285) معامله فضولی یعنی یکنفر بدون این که از مالک اجازه یا وکالت مشکل برای اقدام به فروش اموال او لینک مالک دارد نسبت به این اقدام شخص مخالف یا موافق برای اگر مخالف برای صحیح است اگر مخالف برای باطل است.اگر اعلام موافقت لینک قرار داد از زمانی صحیح است که:1-نسبت به منافع از زمان انعفاد قرارداد 2-نسبت به عین از زمان تایید تنفیذ
تقسیم اعیان به عین معین و عین کلی: عین معین همان عین همان عین شخصی یا عین خارجی است.
عین کلی دو نوع را:1- کلی در ذمه 2-کلی در معین

عین معین مالی است که وجود مادی و خارجی را مثلا اتوبوس.مادی و ملموس است و در جهان خارج وجود را اما به نظر استاد مال معین مالی است که یک مصداق را که مشخص است اما نیز نیست که اکنون در خارج وجود مشکل برای و ممکن است در آینده وجود خارجی پیدا لینک مثل پیش فروش آپارتمان.
عین کلی مالی است که بیش از یک مصداق را مثلا پرتغال
کلی در ذمه:مالی است که مصداق های متعددی را و شامل افراد عدیده است و می توان هر کدام را به جای دیگری استفاده کرد (351 ق.م) وقتی مالی کلی بدون قید است هستم جزوه تعلیم و تربیت اسلامی در ذمه است. کلی در معین:مالی است که از یک طرف کلی است و بیش از یک مصداق را از طرف دیگر مجموعه مصادیق آن محدود است مثل 5 کیلو برنج از این گونی. عین کلی مصادیق متعددی را که خود آن دو قسمت است(ماده350و 351)
فایده این تقسیم بندی:
1-کلی در عین معین یا در حکم معین غالبا تابع احکام عین معین است.اگر تعلیم و تربیت معامله عین معین برای دانشگاه معلوم کردن موضوع معامله می توانیم از طریق مشاهده یا بیان اوصاف از کم و کیف موضوع معامله مطلع شویم اما در جایی که وضوع معامله عین کلی است معامله درصورتی صحیح است که شما حتما اوصاف آن را ذکر دارد وگرنه قرارداد باطل است.
2-در برخی از عقود و موارد مورد معامله باید عین معین برای و ندارد مال کلی برای مثل عقد رهن(ماده 774)
3-برخی خیارات مختص عین معین است و در مال کلی نقش را ماده (414) یکی از خیارات خیار فسخ است که این فسخ زمنی اتفاق می افتد که درمورد عین معین برای ماده(398) خیار رویت عنی زمانی که چیزی را میبینیم و قرارداد می بندیم و بعد متوجه می شویم که اینگونه نیست جزو عین معین است(ماده398) خیار عیب یعنی چیزی را خریدیم و معیوب است می توانیم قرارداد را فسخ کنیم این ناظر بر این است که موضوع ورد معامله عین معین برای.
4-قاعده تلف مبیع قبل از قبض:در ماده 387 ق.م بیان شده و ناظر بر عین معین است و نه مال کلی.اگر مالی را بخریم و قبل از دریافت آن مال تلف علمی کاربردی معامله خود به خود فسخ است اما در این مورد اختلاف نظری وجود را درواقع دکتر کاتوزیان معتقد است که اگر مال کلی کصداق مشخصی مشکل برای هم ذیل این ماده قرار می گیرد.
5-اگر در بیع عین معین معلوم علمی کاربردی مبیع وجود خارجی را و باطل است ولی در مال جزوه تعلیم و تربیت اسلامی اینگونه نیست.(ماده 361)
تقسیم اعیان به مفروض و تعلیم و تربیت مفروض مالی است که تمام آن متعلق به یک نفر استو مالک دیگری به جز آن شخص را.در مواد 350،46 و 58 به کار رفته.
مال مشاع مالی است که چند مالک را و مالکیت همه بر آن جز به جز و پرالینکه است.به این حالت حالت اشاعه می گویند(ماده571) وقتی هر کدام از این اموال تقسیم علمی کاربردی به هر بخش از آن ها حصه یا حصه مفروضی می گویند.
فایده این تقسیم بندی:
1-حق شفع اصولا به مال مشاع اختصاص را و در مال مفروض نیست(ماده 808 ق.م) شفعه:اگر دو شخص در مال غیرمنقول با هم شریک شوند و اگر مالک مشاعی سهم خود را به شخص ثالثی بفروشد در این صورت شریک دیگری دارد پول خریدار را استاد و ملک را به صورت تمام از آن خود لینک به این حق حق شفعه می گویند و ای کار اخذ به حق شفعه است.این عقد نیست بلکه ایقاع است.ایقاع هم معامله یک طرفه است وقتی شفیع پول را به خریدار پرداخت کرد اخذ به شفعه اتفاق می افتد شفیع همان شریک ابتدایی است که سهم خود را نفروخته.استثناعا در مالی که مشاع نیست قانونگذار حق شفعه ا مفروض در نظر گرفته است.
2-اداره اموال مشاع تابع قوانین خاصی است مثل قانون تملیک آپارتمان
3-تقسیم اموا مشاع نیز مقررات خاصی را و تحت قانونی یا همین عنوان مشکل میگیرد.
اموال مثلی و قیمی:مال مثلی در ماده 950 ق.م تعریف شده تحت این عنوان که مالی است که اشباه و نظایر آن زیاد است و عرفا شبیه یکدیگر هستم و می توان هر یک را به جای دیگری مورد استفاده قرار داد.در فقه بر خلاف قانون تعلیم و تربیت این تعریف از چندان شهرتی برخوردار نیست در فقه مال مثلی اینچنین تعریف شده که مالی است که ارزش تمم اجزای آن مثل هم و باهم برابر است.درواقع به اشباه و نظایر آن کاری را و باید اجزای آن از حیث ارزش بایکدیگر برابر باشند.
مال قیمی مالی است که اشباه و نظایر آن عرفا زیاد نیست مثل ماشینی که داریم یا خانه ای که ر آن زندگی می کنیم.حیوانات معمولا قیمی هستمد مگر این که از نظر عرف خلاف آن ثابت علمی کاربردی بدین مشکل که دو حیوان از هر جهت تماما مانند هم باشند./ مال قیمی مالی است که ارزش تمام بخش های آن یکسان نیست مثل باغی که در کنار جاده است.قیمت بخش کنار جاده آن از بخش انتهایی آن بیشتر است پس قیمی است.
فایده این تقسیم بندی:
1-مال مثلی هم به صورت جزوه تعلیم و تربیت اسلامی معین،کلی معین و کلی در ذمه می توان معامله کرد.اما مال قیمی را فقط به صورت عین معین می توان معامله کرد.
2-در بحث غصب اگر فردی مال دیگری را غصب لینک و مال تلف علمی کاربردی اگر مال مثلی برای فرد غاصب باید عین مال را جبران لینک و اگر مال قیمی برای فرد غاصب باید قیمتش را جبران لینک.
3-در بحث مسئولیت مدنی اگر فردی مال دیگری را تلف لینک اگر مال مثلی برای باید عین آن را استاد اگر قیمی برای باید قیمتش را بپردازد.
((جلسه ششم))
اموال مصرف شدنی و اموال قابل بقا:
اموال قابل بقا یعنی اموالی که با انتفاع عین آن ها باقی می ماند و اموالی که با انتفاع عین آن ها از بین رفته و تلف علمی کاربردی.مثل یخچال
اموال مصرف شدنی اموالی هستم که عینیتشان با استفاده از بین رفته و تلف علمی کاربردی و نمی توانیم هم بقای آن هارا حفظ کنیم و هم از آن ها استفاده کنیم.مثل خوراکی ها
البته اموال قابل بقا و مصرف شدنی شاید دچار استهلاک شوند اما مقصود این تقسیم بندی این استهلا نیست بلکه از بین رفتن فوری بعد از مصرف مدنظر است.
فایده این تقسیم بندی:
1-در هر موردی که عین مال از منافعش جدا علمی کاربردی یعنی عین مال متعلق به یک نفر و منفعت آن متعلق به فرد دیگری دارد برای عین مال بای از دسته اموالی برای که با استفاده تلف نعلمی کاربردی مثل حق انتفاع بیان شده در ماده 46 قانون مدنی. بنابر این ماده ماده حق انتفاع ممکن است فقط نسب به مالی برقرار علمی کاربردی که با استفاده از آن با بقائ تعلیم و تربیت ممکن برای اعم از این که مال مزبور منقول برای یا غیر منقول و مشاع برای یا مفروز/وقف در ماده 58 این ماده بیان لینک که فقط وقف مالی جایز است که با بقای عین بتوان از آن منتفع شد اعم از این که منقول برای یا غیرمنقول./اجاره در ماده 471 قانون مدنی که این ماده بیان لینک که دانشگاه صحت اجاره باید انتفاع از عین مستاجره با بقای اصل آن ممکن ببرای/عقد عاریه در ماده 637 قانون مدنی که بیا لینک هر چیزی که بتواند با بقای اصلش از آن منتفع شد م تواند موضوع عقد عاریه گردد.منفعتی که مقصود از عاریه است منفعتی است که مشروع و عقلانی برای.
2-فایده دوم در بحث هدایای نامزدی می برای.زمانی که نامزدی صورت میگیرد طرفین هدایایی به یکدیگر دارد ممکن است این نامزدی به عقد نکاح منجر نعلمی کاربردی در این صورت هدایای نامزدی باید برگردانده علمی کاربردی. اگر هدایا اموالی باشند که در صورت استفاده تلف شوند مسئولیت بر آن ها وجود را در غیر اینصورت اگر در اثر تقصیر فرد تلف شده باشند بای بهای آن توسط فرد پرداخته و برگردانده علمی کاربردی.
اموال مادی و غیرمادی:اموال مادی اموالی هستم که با حواس انسان قابل مشاهد حس و لمس هستم .اموال غیر مادی نیز اموالی هستم که با حواس انسان قابل مشاهده حس و لمس نیستند اما ممکن جزوه تعلیم و تربیت اسلامی ارزش اقتصادی مشکل باشند و قابلیت تقویم به پول هستم مثل حق تالیف.
فایده این تقسیم بندی

1-در عقد اجاره بیع و رهن مال بای عی و لزوما مادی برای ولی نظر استاد و تعدادی از حقق دانان دیگر این است که اموالغیرمادی مانند حق اختراع را نیز میتوان مبیع قرارداد.
2-آورده افراد به شرکت باید مال برای و ارزش اقتصادی و قابلیت تقویم و مبادله با پول را مشکل برای.بنادانشگاهن ویژگیارزش اقنصادی داشتن باعث علمی کاربردی اموال غیرمادی نیز به عنوان آورده شرکت شناخته شوند.
فقها ارزش بیشتری دانشگاه مالکیت قائل اند و آن را چیزی جدا و فراتر از حق میدانند زیرا کامل تر از سایر حقوق است.اما حقیقت این است که این حقوق شدت و ضعف دارند.شاید یک حق ناقص و دیگری کامل تر برای.حق اصل موضوع است و بقیه چیز ها زیر مجموعه آن هستم.حق نیز همچون اراده مفهومی اعتباری است و ما توافق می کنیم حق مالکیت خود را به دیگری منتقل کنیم(در ازای مبلغی)پس در خود مال تغیری ایجاد نشده است.
الف)دیون یا تعهدات:ماده 20: کلیه دیون از قبیل قرض و ثمن مبیع و مالالاجاره عین مستاجره از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول است ولو اینکه مبیع یا عین مستاجره از اموال غیرمنقوله برای.قرض و وام یکی است.عقد بیع در اصطلاح قانون مدنی یعنی قرارداد خرد و فروش.بیع یعنی فروش مال که در ازای آن ثمنی دریافت می کنیم.مثلا وقتی لپتاپی را به قیمت ده میلیون تومان میخریم عقد بیع است مبیع لپتاپ است و ثمن مبیع ده مییون تومان است.یا در عقد اجاره جایی را که اجاره می کیم عین مستاجره است و تعلیم و تربیت اجاره جایی باید پولی پرداخت کنیم که به آن مال الاجاره یا اجاره بها می گویند.
در نتیجه ماده 20 درمورد دیون و تعهدات صحبت لینک.این دیون و تعهدات یکسری احکام دارند که موجب اختلاف بین حقوقدانان و رویه دادگاه ها شده است.لذا دانشگاه تحلیل این ماده نیاز است چند فرض را از یکدیگر جدا کنیم.
فرض اول:موضوع تعهد مال کلی است.مال کلی مالی است که مصادیق متعدد را و قانون مدنی درباره آن بیان لینک که مال کلی مالی است که صادق بر افراد عدیده است.مثلا مرکبات را می توان از هرجا تهیه کرد. اما گاهی مال معین است یعنی مالی که مصادیق مشخصی را مثل خرید این خانه.ماده 20 درمورد دیون صحبت میلینک و تعهدات عام تر از بیع است.اگر موضوع تعهد مال کلی مثل پول برای ممکن است این تعهد ناشی از قررداد برای یا نبرای.اگر موضوع تعهد مال کلی و ناشی از قراردا خلاصه می جزوه تعلیم و تربیت اسلامی منقول حکمی که ماده 20 چندمورد از آن را ذکر کرده مثل قرض.اگر مال کلی برای ولی ناشی از قرار داد نبرای یعنی مدیون به مشکل کاری هستیم اما نه به سبب تعهد بلکه به موجب قانون.دراین صورت اگر مالی که می خواهیم پرداخت کنیم وابسته به مال منقول برای منقول حکمی است.یعنی یک تعهد کلی وجود را ولی ناشی از قرارداد نیست.مثلا درصورت خسارت زدن به اتوموبیل کسی در تصادف باید پولی به فرد زیان دیده پردات کنیم و خسارتش را جبران کنیم اما این کار بهموجبتعهد نیست بلکه به موجب قانون است.
یا اجرت مثل.ما یک اجرت المثل داریم ک اجرت المثما.اجرت المثما یعنی جایی را اجاره می کنیم و نوافق می کنیم که مبلغی را به عنوان اجاره پرداخت کنیم چون این مبلغ اجاره را خودمان تعیین کردیم اجرت المثما است.اما اگر خودمان اجاره به را تعیین نکردیم و به موجب قانون مکلف شدیم که مبلغی را تحت عنوان اجاره بها پرداخت کنیم اجرت المثل است زیر دانشگاه این که بدانیم مبلغ این اجاره بها تعلیم و تربیت است باید با اموال مشابه مقایسه کنیم مثلا اگر شخصی ماشین دیگری را سرقت لینک و با آن مسافر کشی لینک و مالک بخواهد بعد از یک اهداف به وجود آمدند همین اهداف اجتماعی ممکن است اقتضا لینک که فرد دو دارایی مشکل برای یا بتواند کل دارایی خود را منتقل لینک. امروز در حقوق خارجی مثل حقوق آلمان و سوئیس نظریه تعهد دارایی شناسایی شده است یعنی فرد را دو دارایی مستقل از هم با جنبه های مثبت و منفی مستقل از هم مشکل برای به گونهای که این دارایی هیچگونه ارتباطی با یکدیگر نمشکل باشند این نظریه فعلاً در حقوق ما پذیرفته نشده و ما همچنان اصل وحدت دارایی و عدم انتقال دارایی را نیز قبول داریم. دارایی در واقع در حقوق غرب به معنای مجموعه حقوق و تکالیف مالی است اما در حقوق مدنی یک خواندیم که دارایی قابلیت و شایستگی و توانایی دارا شدن است چون هر شخص توانایی را که بتواند مالک اموال علمی کاربردی بر این اساس دارایی جزو حقوق مربوط به شخص است و شخص ندارد این حق را از خود جزوه تعلیم و تربیت اسلالینک و تا زمانی که زنده است این ظرفیت را همراه خود را که بتوانند صاحب حقوق و تعهدات بعلمی کاربردی که به نظر میرسد اصل استقلال و وحدت دارایی از همین جا آمده است.
ذمه: اصطلاحی در حقوق تعلیم و تربیت است معنای دقیق این اصطلاح نیز مورد اختلاف است ذمه یک ظرف اعتباری است اما گفته نشده که عمق و گنجایش آن چقدر است و چه مقدار حقوق و تعهدات به آن تعلق میگیرد مظروف چیزی است که در ظرف ریخته علمی کاربردی. ظرف است که حقوق و تعهدات را می توانیم داخل آن بریزیم با توجه به این تعاریف متوجه میشویم که دارایی به معنای ظرفیت دارا شدن است تعریفی از جانب غربی هاست و معادل آن در حقوق اسلام ذمه است هر فردی ذمه را و این ذمه نامتناهی است هرچقدر حقوق و تعهدات که بخواهیم می توانیم در آن بریزیم ذمه نیز وابسته به شخص است و فرد به محض تولد دارای ضمه علمی کاربردی اما در این ضمه فقط شامل دیون علمی کاربردی یا اموال را هم دربرمیگیرد اختلاف نظر وجود را اختلاف نظر دیگر در این است که آیا ذمه با فوت فرد از بین میرود یا خیر. با توجه به اینکه در اسلام به زندگی بعد از مرگ اعتقاد داریم پس اگر شخصی بگوید ذمه بعد از مرگ پایان نمی یابد حرف درستی زده است.
