جزوات تایپ شده بیوشیمی برای کنکور ارشد
ساختمان نوکلئوتیدها : RNA و DNA
این دو مولکول متمشکل از باز ، قند و فسفات هستم .
انواع بازها در ساختمان DNA :
دو نوع باز از جنس پورین و پیریمیدین در جزوه بیوشیمی دانشگاه کنکور ارشد DNA شرکت را .پورینها دو حلقهاياند؛ شامل دو حلقه ایمیدازول و پیریمیدینی و بازهاي پیریمیدینی فقط از حلقه پیریمیدینی حاصل شدهاند .
این بازها ساختمان آروماتیک دارند که این ساختمان باعث میعلمی کاربردی به صورت مسطح(planer) قرار گیرند و دیگر آنکه هتروسیکلیک هستم یعنی علاوه بر C و H اتمهاي S ، O و N هم دارند .
نحوه شمارهگذاري حلقهها : 1- پورینها : در خلاف جهت عقربههاي ساعت 2- پیریمیدینها : در جهت عقربههاي ساعت
بازهاي پورینی شامل : آدنین(Adenine) ، گوانین(Guanine) و بازهاي پیریمیدینی شامل : اوراسیل(Uracil) ،
(Cytosine)و سیتوزین (Thymine)تیمین
چند نکته :
* اولین ازت سنتزشده در بازهاي پیریمیدینی، همان ازت شماره 1 است .
* ازت شماره 9 در بازهاي پورینی، در اتصال به قندها شرکت را .
* باز تیمین، اولین بار از تیموس جدا شد و به همین دلیل به این نام خوانده میعلمی کاربردی. باز گوانین براي اولین بار از کود پرنده(Guano) جدا شد و دلیل نامگذاري آن، همین مسئله است .
بازهاي پورینی شامل 2 گروهاند :
* G و A : (اصلی)Major
* Minor(فرعی) : جزء بازهاي اصلی نخلاصهه و در ساختمان DNA و RNA درصد کمتري را شامل میشوند(یکی دو تا). مثل اینوزین (Inosine) یا 7 متیل گوانین .
بازهاي تغییر یافته و یا غیر معمول موجود در مولکولهاي DNA ، اغلب در تنظیم و یا حفاظت از اطلاعات ژنتیکی نقش دارند .
خلاصه کتاب پی دی اف جزوه بیوشیمی دانشگاه کنکور ارشد کامل دانلود رایگان
فهرست مطالب
انواع داردی از بازهاي فرعی نیز در مولکولهاي RNA به خصوص در tRNA یافت میعلمی کاربردی .
برخی بازها Unnatutral یا غیر طبیعی هستم و به عناون دارو استفاده میشوند؛ از جمله آن بازها مرکاپتوپورین (به مشکل G) است که روي ازت شماره 7 یک گروه SH وجود را؛ و یا داروي آلوپورینول در درمان نقرس تجویز میعلمی کاربردی. همچنین داروي 8 آزو گوانین که خاصیت ضدسرطانی را .
این داروها آنالوگهاي پورینها هستم، یعنی ساختاري مشابه پورینها دارند و در یک سري بیماريها که مشخصه آن ازدیاد سلولی است استفاده میشوند؛ مثًلاً در سرطانها یا HIV. چون سلول براي تقسیم و تکثیر نیاز به باز را پس با دادن دوز بالاي این داروها، سلول به جاي باز اصلی از این بازها استفاده میلینک و مکمل شدن بازها به درستی رخ نداده و همانندسازي مشکل نمیعلمی کاربردی .
بازهاي پیریمیدین نیز شامل 2 گروهاند

* U و T و C : (اصلی)Major
* Minor(فرعی) : که در ساختمان RNA وجود دارند. دي هیدروکسی اوراسیل ، 5 متیل سیتوزین و 5 هیدروکسی متیل سیتوزین نمونههایی از بازهاي فرعی هستم. دو مورد اخیر مستعد موتاسیوناند زیرا در حالت عادي در مقابل C ، باز G قرار میگیرد ولی وقتی متیل روي C قرار گرفته برای ، ساختار سیتوزین عوض شده و با A پیوند میاستاد. به این نقاط، در DNA نقاط Hotspot میگوییم .
برخی بازهاي پیریمیدین غیرطبیعی هستم و به عنوان دارو استفاده میشوند. از جمله این داروها 5 فلورو یوراسیل (داروي ضد سرطانی) و 6 آزو سیتوزین (ضد سرطان و HIV) را میتوان نام برد .
– یکی از مشخصههاي ویروس HIV تکثیر زیاد آن است. وقتی بازي غیرطبیعی استفاده میکنیم که در ساختمان آن آزو(azo) وجود را، تکثیر ویروسی متوقف خواهد شد .
قند به کار رفته در نوکلئیک اسیدها :
در D-β : RNA -ریبوفورانوز در D-β : DNA- 2 دئوکسی ریبوفورانوز
توجه: براي اینکه شمارهگذاري اتمهاي حلقهها در باز و قند با یکدیگر اشتباه نعلمی کاربردی، کربن قندها را با یک Prime(‘) اضافه شمارهگذاري میکنیم .
توجه: قند 5 کربنه بیشتر حلقه 5 ضلعی (فوران) را و قند 6 کربنه بیشتر حلقه 6 ضلعی (پیران) .
@Gene_Expression
به علت بار منفی اکسیژنهاي گروههاي فسفات نوکلئوتیدها، به آنها اسید هم میگوییم . (یعنی میتواند H را از دست استاد و در نامگذاري نوکلئوتیدها اسامی متعددي وجود را).
باز آلی نوکلئوزید نوکلئوتید
Adenine Aednosine DeoxyAdenosine AMP – اسید آدنیلیک – آدنیلات (آدنوزین مونو فسفات)
DAMP – اسید دئوکسی آدنیلات – دئوکسی آدنیلات
Goanine گوانوزین دئوکسی گوانوزین GMP – اسید گوانیلیک – ریبو گوانیلات dGMP – اسید دئوکسی گوانیلیک – دئوکسی گوانیلات
Cytosine سیتیدین دئوکسی سیتیدین CMP – جزوه بیوشیمی دانشگاه کنکور ارشد سیتیدیلیک – ریبو سیتیدیلات dCMP -اسید دئوکسی سیتیدیلیک- دئوکسی سیتیدیلات
Thymine * (ریبو) تیمیدین دئوکسی تیمیدین TMP – اسید تیمیدیلیک – ریبو تیمیدیلات dTMP – اسید دئوکسی تیمیدیلیک- دئوکسی تیمیدیلات
Uracil اوریدین UMP – اسید یوریدیلیک – ریبو یوریدیلات
* ریبو تیمیدین استثناست و براي مشخص نمودن وجود غیرمعمول آن در RNA به کار میرود .
مشکل 1 – ساختمان یک AMP / مشکل 2 – ساختمان یک cAMP
نقشهاي نوکلئوتیدها :
1- به عنوان مصالح ساختمانی (Building Block) در سنتز DNA و RNA شرکت دارند .
2- در کوآنزیمها : تمام کوآنزیمها ساختمان نوکلئوتیدي دارند؛ مانند FAD ، NAD و CoA ( قند + باز + گروه فسفات)
3- گروههاي ناقل : میتوانند گروههاي P را به ترکیبات دیگر منتقل کنند .
4- ناقل انرژي : توسط ATP و GTP در مشکل واکنشهاي انرژيخواه و انرژيزا شرکت میکنند .
5- نقش تنظیمی : AMP حلقوي(cAMP) به عنوان پیامبر ثانویه در داخل سلول مطرح است .
6- نقش سنتز مواد
در سنتز پروتئین : در tRNA در سنتز چربی : در CDP -آسیلگلیسرول در سنتز قند : UDP-گلوکوز 7- ناقل متیل : S) SAM آدنوزیل متیونین)
1- پیوندهاي کوالانس یا همان فسفودياستر بین قند و فسفات .
2- پیوندهاي هیدروژنی بین بازها : A=T و C≡G
3- پیوندهاي هیدروفوبیک یا واندروالس که بین یک سري نواحی از DNA ایجاد میعلمی کاربردی .
4- پیوند N-گلیکوزیدي بین باز و قند
نکته : DNA در پروکاریوتها حلقوي و در یوکاریوتها خطی است .
انواع DNA :
ADNA BDNA ZDNA
راستگردان راستگردان چپگردان (خلاف عقربههاي ساعت) جهت چرخش دو رشته DNA
26 Aᵒ 20 Aᵒ 81 Aᵒ عرض
طول هر پیچ فاصله هر بازنوع ایزومر
11 جفت باز 5.01 جفت باز 21 جفت باز
2.6 Aᵒ 3.4 Aᵒ 7.3 Aᵒ
Anti Anti Anti براي پیریمیدینها
Syn براي پورینها
نکات جدول : BDNA مشکل اصلی DNA و بیشترین فرم DNA موجود در سلول است .
ADNA درشرایط کم آب و کم نمک از BDNA به وجود میآید. اندازه شیارها در آن خیلی به هم نزدیک است و سیارهايخیلی بزرگ در آن وجود را .
در ZDNA بیشتر توالی بازهاي C و G دیده میعلمی کاربردی. این نوع DNA بیشتر در انتهاهاي کروموزومها و یا در قسمت سانترومروجود دارند .ZDNA در ساختمانش فقط یک نوع شیار باریک و عمیق وجود را(برخلاف دو نوع قبل). وقتی ZDNA تشکیلعلمی کاربردی DNA براي همانندسازي و رونویسی باز نمیعلمی کاربردی .
@Gene_Expression
فاصلهاي که بین دو نوکلئوزوم وجود را توسط 1H دربرگرفته میعلمی کاربردی و جزوه بیوشیمی دانشگاه کنکور ارشد 06 جفت باز است .1H به این قسمت از DNA که بین دو قسمت نوکلئوزوم قرار را میچسبد ولی دور نمیزند .
نقش دیگر 1H اینست که باعث شده نوکلئوزومها دور یک محور فرضی به مشکل 6 تایی قرار بگیرند. در این حالت به آن فیبرهاي 03 نانومتري میگوییم که DNA حدودًاً 04 بار متراکمتر میعلمی کاربردی. در ادامه این فیبرهاي 03 نانومتري کنار پروتئینی به نام Scaffold Protein قرار میگیرند ( اسکلت پروتئینی که داربست آن پروتئینهایی است که اسید آمینه اي بازي دارند ) .
و تشکیل لوب شعاعی را میدهند و فیبرهاي 003 نانومتري را تشکیل میدهند و این فیبرها دوباره توسط S.P دیگري به صورت شعاعی کنار هم قرار گرفته و تشکیل کروماتید میدهند و در نهایت دو کروماتید کنار هم تشکیل کروموزوم میدهند .
( تشکیل کروموزوم و کروماتین )
وقتی DNA یوکاریوتها بخواهد Translation و یا Replication و یا Transcription مشکل استاد ( ترجمه ، همانندسازي ، نسخه برداري ) باید سریعاً DNA از هیستونها جدا علمی کاربردی. این عمل به کمک یک سري آنزیم مشکل میگیرد. این آنزیمها بار مثبت(+) هیستون را خنثی میکنند. ( مثًلاً گروه آمین هیستون را استیله ، متیله و یا فسفریله میکنند ) و باعث جدایی هیستون از DNA میگردند. واکنشهایی مثل استیلاسیون، متیلاسیون، فسفریلاسیون یا یوبیکوئیتین شدن (روي H2A) در ساختمان هیستونها تغییراتی به وجود میآورند .
این عمل توسط دو آنزیم صورت میگیرد به نامهاي هیستوناستیلترانسفراز (HAT) که گروه استیل را به هیستون اضافه می-لینک و به عبارتی باعث روشنشدن نوکلئوزوم شده و DNA را در حالت یوکروماتین قرار میاستاد و دیگري آنزیم هیستونداستیلاز که استات را از گروههاي استیل جدا میلینک، سبب ابقاي بار مثبت(+) و خاموششدن نوکلئوزوم شده و DNA را در حالت هتروکروماتین قرار میاستاد .
یا آنزیمهاي متیلاز و دمتیلاز ، کیناز و دفسفاتاز که همه این آنزیمها داخل هستهاند و عمل باز شدن و فشرده شدن DNA را به سرعت مشکل میدهند .
ژن سنتز کننده هیستونها فاقد اینترون برای .
سنتز هیستونها همزمان با سنتز (Replication) DNA است زیرا DNA به محض ساخته شدن باید فشرده علمی کاربردی در غیر این صورت آنزیمهایی در هسته هستم که باعث موتاسیون، تغییر و آسیب DNA میعلمی کاربردی .
هیستونهاي بدن انسان ، نخود فرنگی و گیاهان و حیوانات و دیگر موجودات از نظر توالی و تشابه ساختمانی آمینواسیدي یکسانند و این نشانگر آن است که هیستونها در طول حیات موجودات زنده نقشی کلیدي مشکلاند .
چرخهي سلولی :
چرخهي سلولی در سلولهاي یوکاریوت حدودًاً 42 ساعت طول میکشد. یعنی زمانی که یک سلول تبدیل به 2 سلول می- علمی کاربردی. این چرخهها شامل فازهایی هستم که یکی از این فازها، فاز سنتز(Synthesisدر رابطهي با مرحلهي S از چرخهي سلولی است .
این چرخه شامل 4 فاز برای :
1) مرحلهي 1G : آنزیمها، پروتئینها، فاکتورها ،dNTPها و NTPهاي لازم براي سنتز DNA ساخته میشوند. در این مرحله سلول اعمال طبیعی خود را مشکل میاستاد و از نظر متابولیکی فعال است. این مرحله طولانیترین مرحله است و حدود 21-8 ساعت طول میکشد .
2) مرحلهي S : سنتز DNA مشکل میعلمی کاربردی و DNA دو رشتهاي تبدیل به 2 DNA دو رشتهاي میعلمی کاربردی. این مرحله حدود 8-6 ساعت طول میکشد .
3) مرحلهي 2G : آنزیمها و پروتئینها و فاکتورهاي لازم جهت جدا شدن 2 سلول، در این مرحله سنتز میشوند و حدود 6-4 ساعت طول میکشد .
4) میتوز + سیتوکینز(یا فاز جدا شدن سلولها) : بین 2 تا 4 ساعت طول میکشد .
نقاط کنترلی :
در سلول براي عبور از هر مرحله به مرحلهي بعدي، نقاطی به نام »نقاط کنترلی« یا» check points« وجود را که ورود به مرحلهي بعد را کنترل میکنند و تا مرحلهاي تمام نعلمی کاربردی، اجازه ورود به مرحلهي بعد داده نمیعلمی کاربردی. در این نقاط پروتئین- هایی به نام سیکلین جزوه بیوشیمی دانشگاه کنکور ارشد به کیناز(cdk) وجود دارند که عمل کنترل عبور سلول از این مراحل را بر عهده دارند .
ا ما نکتهي قابل توجه اینکه امروزه معتقدند که عّلّتّ بعضی از سرطانها این است که این نقاط دچار ایراد میشوند و وظیفهي خود را به طور کامل مشکل نمیدهند. به همین دلیل چرخهي سلولی به طور دائم ادامه را .
براي همین امروزه داروهایی تجویز میکنند که عمل نقاط کنترلی را کامل میلینک .
در همین بحث نقطهاي داریم به نام oG که وقتی سلول وارد آن میعلمی کاربردی، رشد را و قابلیت تقسیم و تکثیر هم را و اصطلاحًاً سلول حالت سکون را. از جملهي این موارد میتوان به سلولهاي عصبی و سلولهاي عدسی و قرنیه اشاره کرد .
نکته : در فاز S همراه با سنتز DNA، سنتز پروتئینهاي هیستون هم صورت میگیرد .
همانندسازي یا Replication

ابتدا یک DNA مادري داریم که در مرحلهاي برش خورده و باز میعلمی کاربردی و به عنوان الگو قرار میگیرد. و در برابر هر رشته ،رشتهي جدیدي سنتز میعلمی کاربردی. به این نوع همانندسازي، نیمهحفاظتی(Semiconservative) میگویند. که در واقع حالتی است که ژنوم مادري به طور مداوم در سلولهاي دختر حفظ میعلمی کاربردی. هیبریدي از DNA مادري و جدید داریم. این نوع همانندسازي در یوکاریوتها دیده میعلمی کاربردی. دو دانشمند به نامهاي مِزِلسون و استال، با مشکل آزمایشی، وجود همانندسازي نیمهحفاظتی را اثبات کردند .
همانندسازي حفاظتی(Conservative)، نوع دیگري از همانندسازي است که در این حالت ژنوم به طور مداوم حفظ نمیعلمی کاربردی؛ یعنی یک رشته کامًلاً جدید است که مثًلاً در بعضی ویروسها دیده میعلمی کاربردی. مثًلاً فرآیند نسخه- برداري(Transcription) از نوع حفاظتی است. یا مثلاً سنتز، تقسیم و جداشدن هیستونها به هنگام تقسیم سلولی. که در این حالت هیستونهاي مادري وارد یک سلول و هیستونهاي جدید وارد سلول دیگر میشوند .
نوع دیگري از همانندسازي، همانندسازي پرالینکه(Dispersive) است که بسیار کم دیده میعلمی کاربردی .
موارد لازم براي همانندسازي :
1) الگو(template) : رشتههاي جدا شدهي DNA مادري
2) آنزیم DNA پلیمراز: بازها را با پیوند فسفو دياستر کنار هم قرار می- استاد .
دو نوع آنزیم DNA پلیمراز داریم :
2-1) وابسته به DNA : یعنی از DNA به عنوان الگو استفاده میلینک .
2-2) وابسته به RNA : یعنی از RNA به عنوان الگو استفاده میلینک .
3) dNTP (دئوکسی نوکلئوتید تريفسفاتها، شامل : A,G,C,T) و NTP
4) توالی پرایمر: یک توالی از RNA است به تعداد 02-21 نوکلئوتید که انتهاي’OH 3 را براي آنزیم ایجاد میلینک .
آنزیم DNAپلیمراز به تنهایی نمیتواند این کار را مشکل استاد. یعنی باید انتهاي’OH 3 آماده وجود مشکل برای تا آنزیم DNAپلیمراز براي شروع کارش به آن بچسبد و بازها را به این انتها اضافه لینک .
پس آنزیم DNAپلیمراز براي همانندسازي علاوه بر الگو به انتهاي’OH 3 نیز نیاز را و بنادانشگاهن براي همانندسازي به یک هیبرید RNA-DNA نیاز داریم. (قسمت RNA همان پرایمر و قسمت DNA همان الگو است).
عمل گذاشتن پرایمر در مقابل الگو توسط آنزیمهایی به نام RNAپلیمراز (یا پرایماز) مشکل میگیرد .
RNAپلیمراز یک آنزیم است که یک قطعهي 02-21 نوکلئوتیدي به نام پرایمر را که در یک انتهاي آن’OH 3 وجود را ،سنتز و ایجاد میلینک.
5) پروتئینها: پروتئینهاي دارد دیگري از جمله SSBP و dnaA مورد نیاز هستم .
توالیهاي دوسر خوانا:
توالیهایی در DNA به نام توالیهاي دو سرخوانا(پالیندرومیک) وجود را. این توالیها تو سط یک سري آنزیم به نام آنزیم- هاي محدودالاثر(RE) شکسته میشوند. آنزیمهاي RE از دستهي آنزیمهاي آندونوکلئاز است .
توالی دو سر خوانا مانند توالی GATC در یک زنجیرهي DNA و مکمل آن CTAG در زنجیرهي مقابل DNA.
که اگر مورد دوم را از جهت مشکل بخوانیم، دقیقاً همانند قسمت مکملش خواهد خلاصه .
آنزیمهاي نوکلئاز :
فسفو دياستر میشوند. و به 2 دسته تقسیم میگردند :
1) آندو نوکلئازها: که یکی از موارد آنها آنزیمهاي محدودالاثر هستم .
5’ (1-2
2-2) ’3 ’5 : اتّّصال به انتهاي ’5 و برش پیوندهاي بین نوکلئوتیدها .
آزمایش مزلسون و استال :
(آمونیوم کلرید با ازت 51) قرار دادند و تا چندین نسل کشت مشکل شد. سپس همهي زنجیرهها سنگین شدند. پس از آن، این
سنگین(N14) جایگزین شده خلاصه، در محیط کشت NH4Cl14 قرار دادند. بعد از سانتریفیوژ متو جه شدند در نسل اوِلِ بعد از کشت در
هاي سنگین و سبک وجود را. بنادانشگاهن
. است (Semiconservative)نیمهحفاظتی
همانندسازي پروکاریوتها :
همانندسازي در پروکاریوتها در 2 جهت ادامه پیدا میلینک .
Oric ناحیهي شروع همانندسازي است که از bp 245 (جفت باز یا base pair) تشکیل شده و بیشتر این بازها از جنس A و T هستم. این ناحیه داراي 4 توالی 9مر(مر:mer) (توالی 9 بازي که 4 بار تکرار شده) و 3 توالی 13مر است و همچنین توالی GATC که 11 بار تکرار شده .
در شروع همانندسازي 04 عدد پروتئین dnaA به دلیل داشتن افینیته(affinity) به مبدأ(oric)، به آن متّّصل هستم .
سپس DNA دو رشتهاي به طور راستگرد دور آن می چرخد و جزوه بیوشیمی دانشگاه کنکور ارشد شبیه نوکلئوزوم پیدا میلینک. پس از آن در قسمتهاي جلوتر DNA، چون نوکلئوتیدهاي A و T بیشتري وجود را و پیوندهاي هیدروژنی بین آنها (نسبت به پیوندهاي هیدروژنی بین C و G) ضعیفتر است، این پیوندهاي هیدروژنی باز میشوند. به این حالت DNA باز شده، حباب همانندسازي میگویند که DNA در این وضعیت تک رشتهاي است .
بعد از آنکه حباب همانندسازي یا DNA تک رشتهاي (در دو سمت) ایجاد شد، بلافاصله پروتئینهاي dnaA از DNA جدا میشوند و سپس آنزیمهاي مورد نظر به این ناحیه مّتّصل میشوند و همانندسازي از یک نقطه و در دو جهت ادامه مییابد و ساختاري شبیه حرف θایجاد میعلمی کاربردی. فرمtheta form) θ) زمانی ایجاد میعلمی کاربردی که 2 کمپلکس آنزیمی همانندسازي در 2 جهت دارد شروع به حرکت کنند .
قسمتهایی از DNA که کمپلکسهاي مّتّصل شده به آن در حال حرکتند ،replication fork یا چنگال همانندسازي نام را. که در این نواحی بازها از یکدیگر جدا هستم و آنزیمها عمل replication اصلی را مشکل میدهند .
آنزیمهاي لازم براي همانندسازي :
1) آنزیم DNAپلیمراز: در پروکاریوتها 3 نوع از آن وجود را. (نوع III ، II ، I) که عمل آنها سنتز DNA است .
2) آنزیم RNAپلیمراز(پرایماز یا Primase) : که قطعهي پرایمر را سنتز میلینک .
3) آنزیم هلیکاز(Helicase) : این آنزیم پیوند هیدروژنی بین بازها را قطع میلینک و دو رشتهي DNA از هم جدا میشوند .
4) آنزیم توپو ایزومراز( Topoisomerase) : پیچهاي اضافی به وجود آمده در DNA در حین همانندسازي، توسط این آنزیم باز میعلمی کاربردی .
5) آنزیم لیگاز( Ligase) : قطعات اُُکازاکی(Okazaki) را به یکدیگر متّّصل میلینک .
نقش و عمل آنزیمهاي شرکت کننده در همانندسازي DNA :
– DNAپلیمراز I : در برداشت پرایمر نقش را؛ خاصیت اگزونوکلئازي ’3 ’5، پلیمرازي ’3 ’5 و خاصیت proof-reading که همان خاصیت اگزونوکلئازي ’5 ’3 است، داراست. که در همهي انواع DNAپلیمراز وجود را. بر اساس خاصیت proof reading، سبب برداشتن باز غلط و جایگزین کردن آن با باز صحیح میگردد .
– DNAپلیمراز II : نقش آن در همانندسازي کامًلاً مشخص نیست و بیشتر در تعمیر DNA نقش را .
@Gene_Expression
– DNAپلیمراز III : این آنزیم، آنزیم اصلی سنتزکنندهي DNA است که تمام خواص یادشده را داراست. علاوه بر آن موارد ،این آنزیم خاصیت اگزونوکلئازي’5 ’3 را که با توجه به آن، خاصیت proof reading را نیز دارا برای. (مثًلاً اگر به طور اشتباه در مقابل باز C ، T قرار بگیرد، سنتز رشته سریعاً متوقف میعلمی کاربردی و آنزیم DNAپلیمراز نوع III، باز نادرست را با خاصیت ’5 ’3 جدا لینک و باز صحیح را با خاصیت پلیمرازي خود به جاي آن قرار میاستاد).
علاوه بر این، این آنزیم خاصیت پلیمرازي ’3 ’5 را نیز دارا برای .
نکته: وقتی DNA تکرشتهاي به وجود آمد یک قطعه حاوي بخش’OH 3 لازم است که توسط آنزیم پرایماز سنتز میعلمی کاربردی .
پس از آن آنزیم اولین نوکلئوتید رشتهي DNA را در بر میگیرد و سنتز از روي DNA الگو مشکل میعلمی کاربردی .
نکته: تمام بازهاي مورد استفاده براي سنتز DNA جدید باید قندشان از جنس دئوکسیریبوز باشند ولی قند مورد استفاده در قطعهي پرایمر از جنس ریبوز است که این قسمت از DNA توسط آنزیم DNAپلیمراز I جزوه شیمی دارویی ۲ میعلمی کاربردی .DNAپلیمراز I این کار را با استفاده از خاصیت اگزونوکلئازي ’3 ’5 خود مشکل میاستاد، به طوري که ابتدا قطعهي پرایمر را بر میرا و مجدداً با خاصیت پلیمرازي خود بازهایی با قندي از جنس دئوکسیریبوز را جایگزین میلینک. یعنی اگر این کار مشکل نعلمی کاربردی ،در DNAهاي جدید، قسمتهایی از جنس DNA و RNA خواهیم داشت .
اگر موتاسیون(mutation : جهش) رخ استاد، همین آنزیم، یعنی آنزیم DNAپلیمراز I، خطاي رخ داده را اصلاح میلینک .
نکته : به هنگام همانندسازي و در دو رشتهي جداشدهي DNA مادر، قطعهي پرایمر پس از سنتز و ساخته شدن، با یک رشته در ابتداي آن و با رشتهي دیگر در بخش میانی آن مکمل میعلمی کاربردی.
نکته: آنزیمهاي به کار رفته در پروکاریوتها داراي زیرواحدهاي α و β هستم ولی فقط آنزیم DNAپلیمراز III است که حاوي این زیرواحدهاست .
آنزیم DNAپلیمراز III:
این آنزیم چندین نوع زیر واحد را که از این میان، 3 زیر واحد به جزوه بیوشیمی دانشگاه کنکور ارشد آلفا، تائو و اپسیلون، زیرواحدهاي اصلی سازندهي آن هستم .
زیرواحد α : عمل اصلی پلیمرازيِ ’3 ’5 را مشکل میاستاد .
زیرواحد τ (تائو) : دو عدد آنزیم DNAپلیمراز را کنار هم قرار میاستاد و یک دایمر(dimmer) نامتقارن از این آنزیم را ایجاد میلینک .
زیرواحد ε : خاصیت اگزونوکلئازي ’5 ’3 که همان خاصیت proof reading(تصحیح) آنزیم است را به این زیرواحد نسبت میدهند.
زیرواحد β : وقتی پرایمر بر روي DNA الگو قرار داده شد ،آنزیم DNAپلیمراز III به آن مّتّصل میعلمی کاربردی. نحوهي اّتّصال به
گونهاي است که آنزیم از طریق زیرواحد β خود به هیبرید DNA-RNA اّتّصال مییابد. همانطور که اشاره کرده خلاصهیم، آنزیم DNAپلیمراز III براي آغاز نمودن فرآیند همانندسازي، احتیاج را تا روي هیبرید DNA-RNA سوار علمی کاربردی .
بنادانشگاهن نقش زیرواحد β قرار گرفتن آنزیم بر روي بخش هیبریدي و افزایش سرعت سنتز نوکلئوتیدها (بیش از 900 نوکلئوتید در ثانیه) است. خود زیر واحد β ، به خودي خود به هیبرید مّتّصل نمیعلمی کاربردی و زیرمجموعهاي از پروتئینها به آن کمک میکنند .
زیرواحد θ : به سرعت عمل آنزیم کمک میلینک .
در فرآیند همانندسازي، از لحاظ فعالیت و سرعت، آنزیم DNAپلیمراز III آنزیم اصلی است. این آنزیم، آنزیم بسیار بزرگ و سنگینی است و به کمک زیرواحد τ خودش به مشکل دایمر نامتقارن وجود را .
علّّت نامتقارن خلاصهن آنزیم: یکی از رشتهها به طور پیوسته(continuous) سنتز میعلمی کاربردی و یکی دیگر به طور ناپیوسته(discontinuous)؛ بنادانشگاهن کمپلکس آنزیمی باید نامتقارن برای .
